تبليغاتX
چهارم شخص مجهول

چهارم شخص مجهول

 

گفتم خدا جون بسه دیگه، آخه تا کی باید تحمل کنم.

برگشت وگفت هی  بابا، ای بابا... حالا کجاشو دیدی.این که چیزی نیست .

گفتم اصلاً برای چی باید اینجا باشم و هی زجر بکشم.

گفت بچه ای دیگه، نمی فهمی، اگه می فهمیدی این سوال رو نمی پرسیدی.
ببین بچه جون تو لیاقتشو داشتی،تو باید به کمال برسی، یه آدم کامل، همونی که من می خوام.

گفتم هی بابا، ای بابا... تو هم که به فکر خودتی.تو هم که همه چیو واسه خودت می خوای.کدوم کمال....ولممون کن بابا...ما خودمون آخر کمالیم....

خندید و گفت بچه ای دیگه.نمی فهمی

گفتم حالا من هیچی. این پسره رو ببین.آخه این بابا با این عقب موندگیش چه صلاحیتی داشته.آخه این که اصلاً نمی تونه فکر کنه. به چه کمالی می خواد برسه....

باز هم خندید و گفت میگم بچه ای و نمی فهمی واسه همینه دیگه.دو دقیقه پیش اون همین سوال هارو ازم پرسید.اونم می خواست بدونه تو واسه چی رو زمینی.اون از تو بیشتر می فهمه. از تو دو دقیقه جلوتره با تمام عقب موندگی هاش.

  

 

+ نوشته شده در Tue 11 Nov 2008 21:37 توسط چهارم شخص مجهول |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

حمیدرضا اردشیری
مهندسي مكانيك-دانشگاه تهران


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


آرشیو موضوعی

شعر
هنر و موسیقی
سیاست
خاطرات
فلسفه


پیوندها

خانه فرهنگ رستاک
خط خطی های ذهن
کاظم رحیمی نژاد
سریر، گذری بر فرهنگ و هنر
فضیلت سوخکیان
جواد نغمه سنج
برخورد نزدیک از نوع سوم
حامد زارع
علی نوروزی
رضا سلطانی
دختری از جنس شب یلدا
مکانیک2020
گرمای سابات و خنکای دهنشیر
آهنگها
شب زنده ها
مریم کامیاب
عاطفه اسلام زاده
محسن فائضی
صدرا جعفرپور
سجاد حق پرست
مهدی شریعتی راد
جریان احمدی نژادی


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS